تبلیغات
ترنم وحی - اسلام و غرب (اندر حکایت قران سوزی)

چنگیز به مسجد راند و پیش مغصوره [محلّ ایستادن امام در مسجد] بایستاد و پسر او تولی پیاده شده و بر بالای منبر برآمد. چنگیز پرسید كه سرای سلطان است؟ گفتند: خانة یزدان است. او نیز از اسب فرود آمد و بر دو سه پایة منبر برآمد و فرمود كه: صحرا از علف خالی است. اسبان را شكم پر كنند. انبارها كه در شهر بود گشاده كردند و غلّه می‌كشیدند و...

اسلام و غرب (اندر حکایت قران سوزی)
برای مطالعه و دانلود فایل صوتی به ادامه مطلب مراجعه شود...

این روزها احساس جریحه‌دار شدة مسلمانان به دلیل هتك حرمت كشیش افراطی آمریكایی، تری جونز و هوادارنش به قرآن مجید، موج بزرگ اعتراضی را در میان مسلمانان سراسر جهان برپا كرده است. به همین مناسبت اخبار و تحلیل‌های خبری بسیاری از طریق رسانه‌ها منتشر شده است. دریچه‌های گشوده شده توسط روزنامه‌نگاران و تحلیلگران مباحث سیاسی، اجتماعی و مذهبی، هر یك منظری از حادثه را فراروی خوانندگان گشوده است.

در این نكته تردیدی نیست كه «تری جونز» نه یك شخص بلكه نمایندة جریانی است كه با تكیه بر قدرت و نفوذ مردان سیاسی و امنیّتی غرب مجال طرح موضوع و عملیّاتی كردن آن را یافته است. به رغم آنكه، طرّاحان و عاملان از عكس العمل جهان اسلام و هزینه‌های تحمیلی بر غرب از این طریق با خبر بودند، لیكن؛ این عمل شنیع همة قوّه و توان خود را از انگیزه‌ای اخذ می‌كند كه از نظر غرب از درجه‌ای و رتبه‌ای از ضرورت برخوردار است كه پیشاپیش تحمّل خسارات ناشی از عكس‌العمل مسلمانان سراسر جهان را ممكن و ناگزیر می‌سازد.

قبل از آنكه دیدگاه خود را دربارة این حادثه و عوامل محرّك آن بیان كنم به حادثه‌ای مشابه اشاره می‌كنم كه صدها سال قبل از این و در اوّلین فصل از حملة مغول به جهان اسلام رخ نمود. در آن سال هم بیگانگان از روی غرور و تبختر، قرآن‌ها را بر سنگفرش‌ها ریختند، هتك حرمت كردند و جنایت‌ها نمودند تا آنكه گذر ایّام نه تنها حقّانیت این مصحف آسمانی را ثابت كرد، بلكه هتّاكان را هم در خدمت قرآن و اسلام در آورد. ناقل این ماجرا، مرحوم «عطا ملك جوینی»، مورّخ و نویسندة «تاریخ جهانگشا» است.

تاریخ جهانگشا، در روایت سال‌های هول و هراس حملة مغول به سرزمین‌های اسلامی كه به گواهی برخی مورّخان حاصل حیله و همراهی اربابان كلیسا برای حملة دو سویة شرقی و غربی مغول و صلیبیّون بود، روایتی شنیدنی از ورود چنگیز به «بخارا» و «تصرّف» مسجد آن شهر دارد. جوینی در تاریخش می‌نویسد:

«چنگیز به مسجد راند و پیش مغصوره [محلّ ایستادن امام در مسجد] بایستاد و پسر او تولی پیاده شده و بر بالای منبر برآمد. چنگیز پرسید كه سرای سلطان است؟ گفتند: خانة یزدان است. او نیز از اسب فرود آمد و بر دو سه پایة منبر برآمد و فرمود كه: صحرا از علف خالی است. اسبان را شكم پر كنند. انبارها كه در شهر بود گشاده كردند و غلّه می‌كشیدند و صنادیق مصاحف [صندوق‌های قرآن‌ها] را به میان صحن مسجد می‌آوردند و مصاحف را در دست و پای می‌انداخت و صندوق‌ها را آخور اسبان می‌ساخت و كاسان نبید [جام‌های شراب] پیاپی كرده و مغنیان [آوازخوانان] شهری را حاضر آورده تا سماع و رقص می‌كردند و مغولان، بر اصول غنای خویش، آوازها بر كشیده.

در این حالت، «امیر جلال الدّین علی بن الحسین الرندی» كه مقدّم و مقتدای سادات ماوراء النّهر بود و در زهد و ورع مشارالله [مورد اشاره و زبانزد] روی به ركن الدّین امام زاده، كه از افاضل علمای عالم بود، آورد و گفت: «مولانا! چه حالت است اینكه می‌بینم؟ به بیداری است یا رب یا بخواب؟»

مولانا امام زاده گفت: «خاموش باش! باد بی‌نیازی خداوند است كه می‌وزد، سامان سخن گفتن نیست.»
به راستی هم چنین بود و هست. گذر زمان راز همة آمد و شدها را برملا ساخت و سركش‌ترین قوم بی‌فرهنگ و تمدّن را، مغول را، واداشت تا بر آستان فرهنگ و تمدّن منبعث از قرآن زانوی ادب به زمین زند. امّا در عصر ما؛ واقعة قرآن سوزی، در ایالات متّحدة آمریكا؛ یعنی قطب غرب و تمدّن تكنولوژیك غربی در شرایطی و توسط قومی رقم می‌خورد كه به رغم تصوّر در وضعیّـی كاملاً انفعالی به سر می‌برند.

درك این معنا؛ یعنی «شرایط انفعالی عارض شده بر حیات فرهنگی و تمدّنی» غربی كمی سخت می‌نماید. سر و صدای ماشین‌های جنگی و رسانه‌های مردان عصبانی، ساده دلان را می‌فریبد و گاه به هراس می‌اندازد.
این ماجرا را از چند منظر می‌توان دید.

1. اوّل سخن اینكه به اعتراف بسیاری از اهل نظر در جهان، تاریخ غربی از اهل نظر در جهان، تاریخ غربی از روزهای آغازین قرن بیستم و شاید هم پیش‌تر بحران در دو حوزة فرهنگی و تمدّنی را به تجربه نشسته است. این دو حوزه بحران را از منشأ دیگری یعنی بحران در حوزة تفكّر و مبانی نظری دریافت كرده‌اند. غرب ابتدا در مبانی و مبادی نظری و دیدگاه كلّی به هستی مبتلابه بحران شده و سپس در فرهنگ و صورت تمدّنی.

آمران و عاملان ماجرای قرآن سوزی، به درستی پی برده‌اند، عامل اصلی و مسبّب بروز شرایط انفعالی در غرب و همة آنچه كه این انفعال در پی خواهد داشت «كتاب» است و نه شخص.
اشخاص را می‌توان كشت و از آنان خلاص شد،‌ امّا افكار را چه می‌توان كرد؟ عامل اصلی به چالش كشیده شدن غرب در حوزة فرهنگی و تمدّنی قبل از آنكه اشخاص باشند «افكار»اند. قرآن و اسلام، به تمامی، تاریخ و تفكّر، فرهنگ و تمدّن غربی را در بنیاد و مبانی دچار بحران و چالش ساخته است. درست از همین جا بنای به ظاهر سترگ و آهنین فرهنگی و تمدّنی غربی ضربه خورده و فرو می‌ریزد. چنانكه، چهارصد سال پیش از این، تفكّر امانیستی و سكولاریستی در غرب، فرهنگ و تمدّن مسیحی را در بنیاد دچار بحران ساخت و در مسیری تدریجی باعث فروپاشی تمام عیار آن شد و فرهنگ و تمدّن مدرن خود را بر ویرانه‌های تاریخ قبلی بر كشید.

اینك، غرب، خود را مواجه با لرزش‌هایی در پایه‌ها می‌بیند. پایه‌های نظری، مبانی و مبادی ویژه‌ای كه غرب را برپا داشته بود، امّا اینك تفكّری نو، دینی و مدّعی بر كشیدن بنای تمدّنی دیگر و مدّعی پیشنهاد شیوة نو در مدیریّت كلان سیاسی ـ اجتماعی بشر، از صحن و سرای كتاب آسمانی قرآن سر برآورده و به تمامی غرب و تاریخ و تفكّر و تمدّن چهارصد ساله‌اش را مورد بازخواست قرار داده و تهدید می‌نماید.

بی‌تردید هیچ كدام ملل و نحل سابق و لا حق شرقی و غربی همچون مسیحیّت و یهودیّت به دلیل ابتلا به تحریف و سكولاریزم وحشتناك قادر به بازخواست از مبانی نظری تمدّن غربی و به چالش كشیدن تمام عیار آن نیستند، مگر قرآن مجید و تفكّر ولایی هم‌سنگ آن.
از اینجاست كه عرض كردم آنان به درستی پی به عامل و مسبّب اصلی این فروپاشی برده‌آند. درك این همه از كشیشی وابسته به یك كلیسای محلّی خاسته نیست.
به خواست خداوند، پرده‌آی از قرآن برداشته شده و خصم قرآن (ابلیس و جنود زمینی‌اش) متذكّر واقعه‌ای شده‌اند كه به فروپاشی و اضمحلال غرب می‌انجامد.

بی‌راه نیست اگر قول مولانا امام زاده را كه در قرن ششم هجری قمری در مسجد بخارا زمزمه كرد تكرار كنم:
«باد بی‌نیازی خداوند است كه می‌وزد!»
تفكّر، نورانی و لطیف، امّا نافذ است. بی‌سر و صدا جانها را متأثّر و متحوّل می‌كند و در پی‌اش، همة صورت‌ها را دیگرگون می‌سازد. از همین رو، هیچ سلاحی و سخت‌افزاری قادر به مقابله با آن نیست.

غرب، امروزه، تفكّر دینی، آن هم از نوع قرآنی و منتسب به پیامبر آخرالزّمان را در خانه و بر فرش خود دارد. آن هنگام كه چون نسیمی لطیف مرزهای غربی را با همة حارس و پاسبان در نوردید و وارد صحن و سرای انسان غربی شد و بنیاد فرهنگی چهارصد ساله را به چالش كشید و فضا را بر آن تنگ نمود، هیچ مهندسی و تكنوكراتی و هیچ ارتش و سلاحی قادر به تهدید آن و بیرون راندنش نبود.

بد نیست از زبان غرب دربارة جایگیر شدن تفكّر دینی اسلامی در غرب بشنویم تا امكان درك یكی از دلایل اصلی اسلام‌ستیزی و قرآن‌سوزی فراهم آید.
به شهادت اطّلاعات و آمار ارائه شده از سوی مجامع و رسانه‌های غربی، طیّ دهه‌های اخیر اسلام به نحو شگفتی در غرب منتشر شده است و در میان عموم مذاهب، رقم اوّل رشد را از آن خود ساخته است.

روزنامة پر تیراژ «سیدنی مورنینگ هرالد» می‌نویسد:
اسلام را از مرزهای جغرافیایی عبور می‌كند، مكتب‌های سیاسی و رژیم‌های ملّی را پشت سر می‌گذارد و كشورهای گوناگون شاهد تحرّك سیاسی و رشد پایندة اسلام خواهند بود.
در همین جهت، رئیس ادارة فدرال حفاظت از قانون اساسی آلمان، پتر فریش، با ابراز نگرانی از شرایط موجود گفته است كه در قرن آینده، اسلامگرایی به بزرگ‌ترین خطر تبدیل می‌شود و علّت آن هم در این است كه اصول حكمت الهی حكومتی كه مسلمانان در تلاش برای دستیابی به آن هستند به هیچ وجه با اصول نظام‌های دمكراتیك و لیبرال هم‌خوانی ندارد.

«حكمت الهی» و تفكّر قدسی دینی مسلمانان، در مقابل تفكّر خود بنیاد، امانیستی و سكولاریستی غربی خود را می‌نماید.
خطر اصلی از جانب مردان جنگی و اسلحه غرب را تهدید نمی‌كند. همگان بر این قول متّفق‌اند كه در سراسر جهان كمتر كسی را یاری مقابله با انواع سلاح‌های مدرن غربی است. نقطة آسیب‌پذیر و پاشنة آشیل غرب ساحت نظری و فكری است. همان نقطه‌ای كه قرآن آن را به چالش كشیده است. در حالی كه تاریخ غرب طیّ همة سال‌های قرن بیستم از این حوزه روی به ضعف نهاد و همة توش و توان خود را از دست داد.

آنگاه كه پایه‌ها و اصول در خانة جان و ذهن و زبان انسان غربی و غرب زدگان فرو می‌ریزد، همة صورت‌های بر كشیده شده بر پایه‌ها مه فرو می‌ریزند و همة مناسبات و معاملات اجتماعی، سیاسی و... را از خود متأثّر می‌سازد.

قرآن با متأثّر ساختن جهان‌بینی و دیگرگون ساختن جهان‌شناسی غربی، همة اخلاق و اعمال انسان‌های غربی و غرب زده را هم عوض می‌كند. درست به همین دلیل است كه نویسندة مجلة فیگارو می‌نویسد:
«اینكه شعارهای مشهور مسلمانان با عنوان «قانون اساسی ما قرآن است» حكم یك بمب اجتماعی را در غرب خواهد داشت. حقیقتی كه می‌توان آن ار از قوانین مربوط به روسری دریافت.»
قانون اساسی وحیانی قرآنی در مقابل «قراردادهای اجتماعی» جعل شده توسط انسان‌های بریده از آسمان و كتب آسمانی به مثابة یك بمب مناسبات اجتماعی غرب را از هم می‌پاشد.
هیچ كس نمی‌تواند به زور، زنان غربی را وادار به پذیرش روسری كند در حالی كه ورود قرآن به صحن و سرای دریافت‌ها و بینش‌ها، تمامی صورت و سیرت حیات زنان را دگرگون می‌سازد.

«قدرت» حقیقی پیش از آنكه حاصل قدرت بازو و سلاح باشد، حاصل تفكّر است. با سلاح سرد و گرم نمی‌توان بر فكر و اندیشه فائق آمد در حالی كه اندیشه، افراد مسلّح را بی‌سلاح و مردان بی سلاح را مسلّح می‌سازد تا در پی تفكّر و آرمانی خاص به راه افتاده و عمل كنند. قدرت آرمان، بر كشیده بر پایة تفكّر، از هر سلاحی كاراتر است.

غرب به خوبی می‌داند كه دیر یا زود، مردان و زنان مسلّح به سلاح تفكّر و اندیشة دینی بر همة ساحت‌ها و سطوح فرهنگی و تمدّنی غربی فائق می‌آیند. از همین جا و قبل از آنكه همة فرصت‌ها از دست برود، غرب سعی در متوقّف كردن جریان سیّال اسلام‌خواهی دارد.
هنری كسینجر، استراتژیست پیر و از اعضای اصلی مجامع مخفی ماسونی و یهودی در سال 1990 م. با درك خطر بزرگی كه از سوی اسلام و مسلمانان غرب را تهدید می‌كند، نوشت:

در ده سال آینده، افزایش چشمگیر جمعیّت مسلمانان، بزرگترین خطر برای آمریكا خواهد بود و آمریكا باید برای جلوگیری از این خطر، با همكاری صادقانه و مخلصانه حكومت‌های كشورهای اسلامی، اقدامات گسترده‌ای را به عمل آورد و در همة كشورهای اسلامی استفاده از ابزارها و داروهای كنترل كنندة جمعیّت رواج پیدا كند.

كلام كسینجر در اثر كهولت و متأثّر از دریافت بنی‌اسرائیلی احمقانه است. این جمعیّت كثیر كشورهای مسلمان نیست كه غرب را تهدید می‌كند، قدرت اسلام، قدرت تفكّر، قدرت قرآن و دریافت ویژه‌ای دربارة عالم و آدم است كه غرب را از درون انسان‌ها و به نحو بنیادین متأثّر ساخته و دیگرگون می‌سازد. این نكته را هم متدكّر می‌شوم كه غرب ده‌ها سال است كه از طرق مختلف سعی در كاهش جمعیّت مسلمانان و عقیم‌سازی مردان و زنان مسلمان دارد فاجعه‌ای كه از آن به عنون «كشتار خاموش» یاد كرده‌ام. نویسندة فیگارو، در تمثیل زیبایی، از میزان نزدیك شدن مسلمانان به حوزه‌های مختلف ایدئولوژیك‌ غربی و سینه به سینه ایستادن آنها در برابر صاحبان قدرت در آلمان سخن می‌گوید:

مسلمانان در آلمان تا بدان حد رشد كرده‌اند كه اكنون سوسیال دمكرات‌ها در زمرة همسایگان آنها در آمده‌اند. ساختمان مركزی حزب دمكرات مسیحی آلمان در مقابل آنهاست. فاصلة ساختمان مجلس تا دفتر مركزی آنها چند متر بیشتر نیست و حتّی دفتر صدر اعظم در دسترسی آنها قرار دارد. حدّاقل چیزی كه در مورد دفتر مركزی مسلمانان آلمان می‌توان گفت این است كه جوانان محمّدی گام بلند و نیرومندانه در مسیر كسب قدرت برداشته‌اند.

قبل از آنكه آخرین فراز از موضوع را بیان كنم نگاهی به رشد و گسترش اسلام در غرب خواهم داشت:
رابرت اسپنسر، منتقد سرسخت اسلام كه تاكنون و در همین راستای اسلام‌ستیزی هفت جلد كتاب، ده پژوهش و بیش از دویست مقاله نوشته است به نقل از برنارد لوئیس، مستشرق یهودی الاصل آلمانی می‌نویسد: در پایان این قرن (قرن بیست و یكم) اروپا مسلمان خواهد شد.
خانم اوریانا فالاچی را بسیاری می‌شناسند. خبرنگار كهن‌سال جنگی كه در اوایل انقلاب برای انجام مصاحبه با امام خمینی(ره) به ایران آمد، در آخرین كتاب خود به نام «نیروی خرد» می‌نویسد:
ده درصد نوزادانی كه در سطح كشورهای اتّحادیّة اروپا چشم به جهان می‌گشایند، مسلمان هستند.
حال، نگاهی گذرا به وضع اسلام در كشورهای غربی داشته باشیم. اوّل فرانسه:

فرانسه:
كارشناسان آمار، با مقایسة رشد دو جمعیّت مسلمان و مسیحی در فرانسه معتقدند این كشور تا چهل سال آینده به كشوری با جمعیّت حدّاكثری مسلمان تبدیل خواهد شد.
هم اكنون سی درصد كودكان و نوجوانان زیر 20 سال در فرانسه مسلمانند. این نرخ در شهرهای بزرگی مثل «پاریس» «نیس» و «مارسی» 45% كودكان و نوجوانان زیر 20 سال را شامل می‌شود.
بر اساس اطّلاعات فراهم شده، تا سال 2025 از هر پنج فرانسوی یك نفر مسلمان خواهد بود و چنانچه نرخ جمعیّت به همین منوال پیش رود، فرانسه به كشوری مسلمان تبدیل می‌شود.
در حال حاضر، تعداد 5 میلیون نفر مسلمان در فرانسه زندگی می‌كند. این رقم بیشترین تعداد مسلمانان ساكن در یك كشور اروپایی را نشان می‌دهد.
باید دید سایر كشورهای اروپایی از چه وضعی برخوردارند.



انگلستان:
در سی سال پیش، جمعیّت مسلمانان انگلستان 000,82 نفر بود در حالی كه امروزه، این تعداد به 000,500,2 مسلمان در این كشور رسیده است. در این كشور بیش از یك هزار باب مسجد وجود دارد كه بیشتر این مساجد و كلیساهای خریداری شده از مسیحیان تأسیس شده است.
نرخ رشد جمعیّت در بریتانیا 6/1 درصد است. در یونان 3/1 درصد، در آلمان 3/1 درصد در ایتالیا 2/1 و در اسپانیا 1/1 درصد است.
به شهادت كسانی كه به انگلستان رفته و حوزه‌های علمیّة اسلامی این كشور را دیده‌اند، مجالس طلّاب در برخی مدارس بی‌شباهت به حوزه‌های علمیّة قم نیستند.
میانگین رشد جمعیّت مسیحیان در 31 كشور اتّحادیة اروپا 38/1 درصد است در حالی كه جمعیّت شناسان معتقدند اگر رشد جمعیّت یك كشور در 25 سال متوالی كمتر از 5/2 درصد باشد نجات فرهنگ و تمدّن آن كشور امكان‌پذیر نخواهد بود. این همه در حالی كه است كه واتیكان، رسماً اعلام كرده است كه: جمعیّت مسلمانان در جهان از جمعیّت كاتولیك‌ها بیشتر شده و ظرف 5 الی 6 سال دیگر، اسلام بزرگ‌ترین دین جهان خواهد بود.

آلمان
مجلة فیگارو دربارة حضور مسلمانان در مساجد و نمازخانه‌های وابسته به جوامع اسلامی آلمان می‌نویسد:
«حضور مسلمانان چنان است كه پاپ، تنها می‌تواند رؤیای چنین استقبالی از كلیساها را در سر بپرورد.»  مسلمانان در حال حاضر در آلمان، 2200 نمازخانه و مسجد دارند. زیباترین و غرورآمیزترین این بناها در شهر مانهایم قرار دارد، ساختمان گنبدی شكل و با شكوه كه ظرفیّت پذیرش 2500 نفر را دارد.
تحقیقات انجام شده از سوی انستیتوی شرق‌شناسی هامبورگ وابسته به وزارت كشور فدرال آلمان از روند رو به رشد پیوستن جوانان به سازمان‌های اسلام‌گرا خبر می‌دهد.
اخیراً دولت آلمان اعلام كرده است كه كنترل كاهش جمعیّت این كشور دیگر ممكن نیست و ممكن است این كشور تا سال 2050 م. به یك كشور مسلمان تبدیل شود.
بلای كنترل جمعیّت طولانی و از هم گسیختگی واحد خانواده، اروپا را به قارّه‌ای پیر و بی‌آینده تبدیل كرده است.
آلمان معتقد است كه جمعیّت 2/5 میلیونی مسلمانان اروپا در 20 سال آینده به دو برابر افزایش می‌یابد.
آقای كلاوس كینكل، وزیر خارجة اسبق آلمان می‌گوید: در حالی كه اسلام در سی سال پیش از این 18% جمعیّت دنیا را داشت، اینك به یك چهارم جمعیّت دنیا؛ یعنی یك میلیارد و چهارصد میلیون نفر رسیده است.

سایر كشورهای اروپایی
اتریش: سال‌های زیادی است كه در این كشور، اسلام به عنوان دین رسمی شناخته شده است. در حال حاضر بیش از 000,375 نفر مسلمان در اتریش زندگی می‌كنند.
اسپانیا: در این كشور 000,400 نفر مسلمان زندگی می‌كند.
بوسنی: بیش از 5 تا 6 سده از عمر گرایش مردم بوسنی به اسلام می‌گذرد و در حال حاضر دو میلیون مسلمان در این كشور زندگی می‌كند.
هلند: طبق آمار، نیمی از كودكانی كه هر سال در هلند به دنیا می‌آیند، مسلمانانند. چنانچه این روند ادامه پیدا كند، ظرف پانزده سال آینده نیمی از جمعیّت هلند را مسلمانان تشكیل می‌دهند.
سازندگان فیلم «فتنه» با ارائه كردن آمار رشد مسلمانان در هلند اعلام خطر كردند و از اسلامی شدن هلند در سال‌های آینده خبر دادند و در واقع این فیلم به همین منظور و در راستای انعكاس اسلام‌هراسی ساخته و پخش شد.
بلژیك: در این كشور نیمی از كودكانی كه هر سال به دنیا می‌آیند، مسلمانانند. در بلژیك 25% جمعیّت را مسلمانان به خود اختصاص می‌دهند.
آلبانی: جمعیّت حدّاكثری این كشور مسلمان است. اینك 1/6 میلیون نفر مسلمان در آلبانی زندگی می‌كند.
روسیه: در روسیه 23 میلیون نفر مسلمان زندگی می‌كند. 40% از نیروهای ارتش این كشور را طیّ سال‌های آینده مسلمانان تشكیل خواهند داد.
یك كشیش ایتالیایی در واتیكان نسبت به اسلامی شدن قارّه اروپا هشدار داد. به گزارش خبرگزاری «ابنا» پیرو گدو، كشیش ایتالیایی واتیكان اعلام كرد، با توجّه به كاهش میانگین زاد و ولد در میان ساكنان اصلی قارة اروپا و افزایش بی‌سابقة مهاجران مسلمان كه دارای خانوادة پر جمعیّتی هستند، قارة اروپا در نسل‌های بعدی به قارّه‌ای مسلمان تبدیل می‌شود.
و امّا آمریكا: در سال 1970 م. جمعیّت مسلمانان آمریكا، بیشتر یك صد هزار نفر نبود، امّا در سال 2008 م. این رقم به نه میلیون نفر افزایش یافت. این همه در حالی است كه رشد جمعیّت مسیحیان در آمریكا 6/1 درصد است و این نرخ رشد حدّاقل رشد ضروری برای حفظ یك تمدّن به حساب می‌آید.
كانادا: در كشور كانادا نیز نرخ رشد جمعیّت مسیحیان 6/1 درصد است.

به گزارش شبكة ایرانیان كانادا (ایرانتو)، اوّلین مسجد در شمالی‌ترین نقطة زمین و در شهر اینوویك Inuvok در قلمرو شمال غربی كانادا احداث می‌شود. این مسجد توسط یك گروه اسلامی خیریّه در شهر «ویتی بگ» در استان مینتویا برای ساكنان اینوویك ساخته می‌شود. این شهر در دلتای مكنزی و در 200 كیلومتری شمال دایرة قطب قرار دارد و حدود یكصد نفر از جمعیّت 3500 نفری آن را مسلمانان تشكیل می‌دهند.

اخیراً شبكة تلویزیونی «روسیا الیوم»، گزارش «ریما ابوحمدیه» خبرنگار آن شبكه را دربارة اوضاع و مشكلات مسلمانان در آمریكا را منتشر ساخته است. او در این گزارش اعلام می‌دارد:
«آمارها نشان می‌دهد كه چهل درصد از آمریكایی‌ها با دادن كارت‌های شناسایی ویژه به مسلمانان موافقند و این در حالی است كه سالانه بیش از 000,20 نفر از آمریكایی‌ها به اسلام گرایش پیدا می‌كنند. از زمانی كه رسانه‌های آمریكایی مواضع ضدّ اسلامی اتّخاذ كرده‌اند، این موضع بسیاری از مردم را نیز تحت تأثیر قرار داد. «مارسی موبرگ» شهروند تازه مسلمان شدة آمریكایی می‌گوید:
«بزرگ‌ترین مشكل این است كه والدینم مرا طرد كردند، امّا افرادی كه خیلی مرا نمی‌شناختند مرا پذیرفتند. (روزنامة جمهوری)

آقای دكتر پیتر بریولی، مدیر اجرایی مؤسّسة تحقیقاتی مسیحیّت در انگلستان، در سال 1997 م. طیّ مقاله‌ای كه در صفحة اوّل نشریّة ساندی تایمز منتشر شد، اعلام كرد كه:
«بر اساس ارقام، اسلام سریع‌ترین مذهب در حال رشد در جهان بوده است.»

آقای فرانچسكو گابریلی، قدیمی‌ترین محقّق مطالعات اسلامی در ایتالیا نیز، در سال 1986 م. در نشریة پانوراما، طیّ مطلبی با عنوان «هم نوا با بانگ الهی» نوشت:
مردم به دلایل احساسی، محیطی و گاه نیز به دلایل مادّی ناگزیر از تغییر دین می‌شوند. عدّه‌ای اسلام را با توجّه به سادگی آن برای فرار از مشكلات تمدّن امروز برمی‌گزینند و برخی دیگر از این جهت به اسلام می‌گروند كه معتقد به یافتن پاسخ مشكلات اجتماعی در آن هستند.
نكتة جالب آن است كه محقّقان غربی با رویكرد مثبت به وجه اجتماعی اسلام و عدالت خواهانة آن می‌نگرند، چنان كه راجر ستربوری، اسقف باركینگ، طیّ مقاله‌ای با عنوان «رشد مسلمانان نسبت به مسیحیان» كه در سال 1997 م. در نشریة ساندی تایمز منتشر شد می‌نویسد:
یكی از جذّابیت‌های اسلام برای جوانان محروم آن است كه مسلمانان برای عدالت اجتماعی و نژادی هر دو مبارزه می‌كنند. كلیسای انگلستان باید این تلاش و مبارزه را یاد بگیرد.

آقای دی مایكل برادین، استاد دانشگاه آریزونا، در سال 1991 م. اسلام آورد، مجلة العالم در یكم مارس 1996 م. علّت اسلام آوردن این استاد را از زبان خودش منتشر كرد. او می‌گوید:
اسلام آوردم برای آنكه تنها راه حلّ مسائل امروز آمریكا و جهان است. آنچه در قرن بیست و یكم و پس از آن برای باقی ماندن بدان نیازمندیم اسلام است. بدون اسلام آینده‌آی تیره و تار خواهیم داشت. مسلمان شدم چون اسلام دین منطق پرور است و راه حل‌های عملی همة مشكلات شخصی، ملّی و جهانی امروز نیز در اسلام نهفته است.

درك این نكته كه از بستر تباهی اخلاقی و سقوط فرهنگی هیچ تمدّن بالنده‌ای پا نمی‌گیرد، قابل قبول همگان است به ویژه در غرب كه در اثر سلطة لیبرالیسم و هیدوئیسم (مكتب اصالت لذّت) تمامی پایه‌های اخلاقی ویران شده است.
برژنیسكی، مشاور امنیّت ملّی كارتر، در سال 1996 م. طیّ مقاله‌ای با عنوان «اسلام تنها راه نجات آمریكا و جهان» كه در العالم منتشر شد می‌نویسد:
«جامعة غوطه ور در شهوت‌ها نمی‌تواند آداب اخلاقی جهان را پایه‌ریزی كند و هر تمدّنی كه نتواند در اخلاق پیشگام و جلودار باشد دچار فروپاشی می‌شود.»
مقصودم از ذكر این آمار و اطّلاعات و اعتراضات بیان این نكته بود كه غرب و آمریكا، به دلایل مختلف و از جمله به قول پال كندی، استاد انگلیسی دانشگاه‌های آمریكا، به دلیل عارضة گستردگی بیش از حدّ امپراتوری، بحران زیست محیطی، فقر و بی‌اخلاقی در آستانة فروپاشی از درون، به ناگزیر بر اسلام آغوش گشوده است و اسلام، چون فرمانده و سرداری فاتح، خاكریزهای فرهنگی و تمدّنی غرب را در می‌نوردد تا رنگ خود را بر همة سطوح و لایه‌های حیات مادّی و فرهنگی غرب بزند. غرب ناگزیر است در اسلام سر فرود آورد.
***
ایستاده بر توهّم دشمنی
تردیدی نباید داشت كه غرب، در شرایطی كه بحران در حوزه‌های نظری، فرهنگی و مناسبات مادّی را به تجربه نشسته است، اسلام و احیای اسلام را به عنوان یك «تهدید بزرگ» تلقّی كند.
گسترش اسلام در غرب و بروز تمایلات اسلام‌خواهانه طیّ دهه‌های اخیر بیش از هر زمان این تهدید را جدّی و واقعی جلوه می‌دهد.
ایالات متّحدة آمریكا اگرچه در آخرین منزل از تمدّن تكنولوژیك غربی نشسته است، امّا فاقد تاریخ و اسطوره است. عمران این كشور بیش از دویست سال نیست، كلونی بزرگی از مهاجران كه به دلایل مختلف گرد هم آمده‌اند. این امر به منزلة نداشتن عاملی مشترك برای حفظ وحدت ملّی و وحدت رویه است.

بخشی از این خلأ را قهرمانان نو به نو كه توسط سینما و ورزشگاه‌ها جعل و معرفی می‌شوند پر می‌كنند. قهرمانانی كه همگی دولتی مستعجل و عمری كوتاه دارند و بخش دیگر را «توهّم دشمنی».
از این نكته نیز نباید غفلت كرد كه « جعل دشمن خارجی» در ایالات متّحدة آمریكا، به عنوان «عامل مهمّی برای دستیابی به وحدت ملّی» شناخته شده است. این استراتژی در ادوار مختلف و به ویژه با جایگیر شدن نومحافظانه‌كاران در دستگاه اجرایی ایالات متّحده پر رنگ‌تر از هر زمان خود را در سیاست خارجی آمریكا نشان داد.

نو محافظه‌كاران، متأثّر از مبانی فكری لئواشتراوس، پر رنگ جلوه دادن دشمن مفروض خارجی را در سیاست خارجی در رأس سایر سیاست‌های خود  قرار می‌دهند.
در سال‌های سخت «جنگ سرد»، شوروی به عنوان دشمن بزرگ غرب و دمكراسی معرفی شد و رسانه‌ها پابه‌پای سیاستمداران، همة سیاهی‌ها، ترس، ناامنی، دیكتاتور منشی و ضدّیت با آزادی و دمكراسی را به سوسیالیسم و كمونیسم نسبت دادند و بیش از هفتاد سال از این جریان سواری گرفتند.

فروپاشی شوروی ضرورت جایگزینی دشمن جدید را به گردانندگان سیاست خارجی آمریكا یادآور شد. بازگشت و احیای اسلام، این فرصت را فراهم آورد تا «اسلام و مسلمانان» جایگزین«شوروی و كمونیسم» شوند.
از این روست كه عرض می‌كنم، یكی از دلایل بروز كین‌ورزی ایالات متّحدة آمریكا را به طور خاص دربارة اسلام و مسلمانان باید به این موضوع باز گرداند. ادوارد سعید در كتاب شرق‌شناسی می‌نویسد:
«اسلام به چشم اروپا و غرب یك تهدید می‌آید. امروز، این بیش از هر زمانی جلب توجّه می‌كند. چون از یك طرف رسانه‌ها بر سر آنچه ظهور، برگشت یا احیای اسلام می‌نامند اتّفاق‌نظر و خبر زیادی دارند و از طرف دیگر، بخش‌هایی از دنیای اسلام،، فلسطین، ایران، افغانستان، كه توسعة تاریخی متفاوت و نابرابری را گذرانده‌اند، به سلطة سنّت غربی (به ویژه آمریكا) گردن نگذاشته‌اند. نظرات متخصّصان و رسانه‌ها در این مورد تقریباً شبیه هم است. جامعة روشنفكران و سیاسی ایالات متّحده نه تنها تلاشی برای اصلاح یا حتّی مخالفت با تصویر زشت اسلام به عنوان تهدید نكرد، بلكه این تصویر را تأیید و بزرگ كرد. از «هلال بحران» برژینیسكی تا «بازگشت اسلام» برنارد لوئیس، همة با تصویری كه رسم شده هم سو هستند.

انتخاب، بسط و رشد جریان القاعده به عنوان چهره‌ای خش، ضدّ انسانی و نامتمدّن از اسلام و مسلمانان از یك سو كاركرد «دامن زدن به اسلام‌هراسی» در غرب را داشت و از دیگر سو، جعل رقیبی از میان اهل عامّة برای مقابله با جریان انقلابی شیعی ایران اسلامی.
جای تأسّف است اگر اعلام شود، جماعتی از مسلمانان و از جمله سیاستمداران كشورهای اسلامی نیز نادانسته با عملكرد خود بر تصویر جعلی ارائه شده از اسلام و مسلمانان مهر تأیید زدند و با غفلت از ضرورت اصلاح این تصویرسازی مغرضانه، اجازه دادند كه دشمنان اصلی اسلام یعنی یهودیّت صهیونیستی به بخش بزرگی از اهداف خودش برسد.

جریانی كه بیش از همه از وجود خصومت مزمن میان مسلمانان و مسیحیان، میان شرق و غرب بهره می‌برد، یهودیّت صهیونیستی است كه در این میانه مجال بهره‌برداری دو سویه از شرق و غرب و سركوب مسلمانان به وسیلة دولت‌های غربی را به دست می‌آورد. چنان كه تاكنون این ماجرا ادامه داشته است.

ادوارد سعید، در كتاب «شرق‌شناسی» دردمندانه از این موضوع سخن می‌‌گوید:
كشورهای جهان سوم همه سرگرم تماشای برنامه‌های تلویزیونی آمریكا هستند و حتّی در موارد زیادی كه اخبار دربارة خود جهان سوم است، كاملاً به چند آژانس خبری وابسته هستند كه اخبار خودشان را از آنها بشنوند. جهان سوم به طور كلّی و كشورهای اسلامی به طور خاص از منبع خبر تبدیل به مصرف‌كنندگان خبر شدند. شاید بتوان گفت: برای اوّلین بار (با چنین مقیاسی) در تاریخ، دنیای اسلام دربارة خودش از طریق تصوّرات تاریخ و اطّلاعاتی كه در غرب تولید می‌شود می‌آموزد. برای ترسیم تصویری كامل‌تر باید در نظر گرفت كه دانشجویان و اندیشمندان در دنیای اسلام برای آنچه به نام مطالعات خاورمیانه جریان دارد هنوز به كتابخانه‌ها و مؤسّسات آموزشی اروپایی و آمریكایی محتاجند به عنوان مثال در نظر بگیرید كه یك كتابخانه به درد بخور از كتاب‌های عربی در سراسر دنیای اسلام وجود ندارد.

بزرگنمایی دشمنی نه تنها باعث فریب افكار عمومی مردم آمریكا و انحراف ذهنی آنها از بحران‌های داخلی این كشور می‌شود، بلكه دست مردان آمریكایی را در دست‌اندازی به نقاط مختلف جهان، اردوكشی نظامی، راه‌اندازی جنگ‌های بزرگ و در عین حال كسب حمایت عمومی ساكنان آمریكا باز نگه می‌دارد. حسب همین رویكرد است كه آمریكا در وقت حمله به عراق و افغانستان خود را بی‌نیاز از همراهی متّحدان اروپایی نیز می‌شناسند.
بی‌گمان، قرآن‌سوزی، طرح ویژه‌ای است كه در پس خود، برنامه‌ای بزرگتر برای انجام عملیّات نظامی در جغرافیای خارج از ایالات متّحدة آمریكا را پنهان داشته است.

آخرین كلام، كلام آخرین
وقتی از آقای تری جونز، كشیش ایوانجلیك پیش قراول قرآن سوزی دربارة علّت مخالفتش با قرآن سؤال می‌شود، به سه نكته اشاره دارد، از نظر او قرآن، كتابی سیاسی، حاوی مضامین خشن است و اسلام می‌خواهد تحت عنوان آخرالزّمان جهان را تصاحب كند.
اگرچه آقای تری جونز، كشیشی ایوانجلیك و پروتستان است و رویكرد آخرالزّمانی در او به دلیل نسبتش با ایوانجلیسم قوی است، لیكن حسب اطّلاعاتی كه دربارة او و سوابقش منتشر شده، نه تنها تا سال 2008 م. فاقد تحصیلات دینی قابل توجّه بوده بلكه به دلیل اتّهاماتی همچون حقّه‌بازی نیز از كلیسای آلمان اخراج شده است و حتّی یكی از راهبان كلیسای كلن اعلام داشته كه آقای جونز حتّی مناسك مذهبی را هم انجام نمی‌داده است. پس از اخراج از آلمان به اتّفاق همسرش اقدام به تأسیس كلیسا می‌كند، امّا بیش از آنكه او در بند مذهب و كلیسا باشد. سعی در سوءاستفاده از معافیّت مالیاتی كلیسا كرده و با راه‌اندازی شركت Ts and company اقدام به فروش كالا و اموال وقفی و اهدایی مردم به كلیسا می‌كند. او در حالی از قرآن‌سوزی سخن می‌راند كه حتّی برای یك بار هم قرآن را ورق نزده و حتّی با یك مسلمان هم ارتباط نداشته است. وی یكبار نیز در آلمان به جرم استفاده از عنوان دكتری، ناچار به پرداخت 3800 دلار جریمه می‌شود.

به این دلیل به ذكر سوابق تری جونز اشاره كردم تا عرض نمایم، بیان رویكرد و خطر آخرالزّمانی اسلام و قرآن، بسیار بزرگتر از آن است كه اندیشة معلول تری جونز مجال پر كشیدن بر بلندای آن را داشته باشد.
در حالی كه رویكرد به موضوع آخرالزّمان، ظهور دوم مسیح، رویارویی دو نیروی خیر و شر در صحرای مگیدو و بالأخره تأسیس حكومت جهانی بنی اسرائیلی در بیت المقدّس، در زمرة موضوعات اصلی و مبتلا به ذهنی پر قدرت‌ترین مبلّغان انجیلی و كلیساهای صاحب نفوذ آمریكایی و انگلیسی است و طیّ بیش از سی سال اخیر بخش عمدة سیاست خارجی ایالات متّحده آمریكا بر اساس همین رویكرد تنظیم شده است و حتّی توسط دولت‌هایی مثل دولت جرج دبلیو بوش بسیاری از مقدّمات راه‌اندازی جنگ آخرالزّمانی آرمگدون فراهم آمد و رسانه‌های بی‌شماری با اتّخاذ آرایش آخرالزّمانی بر موج ماجرا سوار شده و بر تنور این جنگ دمیدند. می‌توان نتیجه گرفت كه آقای تری جونز، تنها مطالبی را تكرار كرده یا وادار به بیان آنها شده تا از این مجرابخشی از استراتژی اصلی غرب یهودی علیه مسلمانان قابلیت اجرا بیابد و آقای كشیش هم به صله و مرحمتی سفارش دهندگان پروژة قرآن‌سوزی.

ادوارد سعید، منتقد و استاد ادبیّات تطبیقی دانشگاه كلمبیا و محقّق فلسطینی الاصل انگشت بر موضوع مهم و ویژه‌ای می‌گذارد. می‌گوید: مشرق زمین در حالی بخش پست‌تر جهان قلمداد می‌شود كه از موهبت وسعت پهناورتر و پتانسیل بیشتر برای قدرت، نسبت به غرب برخوردار است. از این رو اسلام همیشه متعلّق به مشرق زمین در نظر گرفته شده است و نگاه به آن با دشمنی و ترس همراه بوده است. برای این وضعیّت دلایل سیاسی و روانشناختی و مذهبی می‌توان برشمرد ولی همة این دلایل از برداشتی نتیجه می‌شود كه اسلام را رقیبی وحشتناك و چالشی آخرالزّمانی در برابر مسیحیّت می‌دانند.

ادوارد سعید را در آمریكا به عنوان نظریه پرداز ادبی از بنیان گذاران نظریة پسا استعماری، منتقد شرق‌شناسی و فعّال سیاسی می‌شناسند كه دیدگاهش دربارة تعامل غرب با شرق قابل توجّه است.
موضوع تمركز و توجّه غرب مسیحی به منجی‌گرایی و آخرالزّمان، موضوع مهم، ریشه‌دار و در عین حال عجین با فرهنگ و باورهای عمومی ساكنان آن بخش از جغرافیای زمین است. اساساً مسیحیّت و مسیحیان را از موضوع «تبشیر و انتظار بازگشت دوبارة مسیح» نمی‌توان منفك ساخت. جز این، مسیحیت پروتستانی كه جمعیّت حدّاكثری ایالات متّحدة آمریكا و بریتانیا خود را به گرد خویش دارد، بر محوریّت موضوع «بازگشت دوبارة مسیح» و زمینه‌سازی برای آن همة تعالیم و آموزه‌های خود را متمركز ساخته است. حسب همین موضوع و باور ویژة ساری در میان عموم ساكنان ایالات متّحده است كه این كشور را به عنوان كشوری مذهبی و با رویكرد آخرالزّمانی می‌توان شناسایی كرد. مبلّغان این جریان كلیسایی كه به عنوان «ایوانجلیك‌» شناخته می‌شوند، همة همّت خود را مصروف تبلیغ و بسط موضوع بازگشت مسیح و زمینه سازی برای این بازگشت می‌نمایند.

شایان ذكر است مهاجران اوّلیه از انگلستان، با داشتن خلق و خوی پیوریتانی این آموزه را به سرزمین تازه كشف شده، منتقل كردند. نوعی مسیحیّت یهودی شده كه مارتین لوتر و كالون بنیان‌گذار آن بودند.
صرف نظر از میزان تأثیرپذیری ایوانجلیك‌ها از لاهوت توراتی، كه موضوع این مقاله نیست، طیّ حدّاقل سه دهة اخیر، مبلّغان پر قدرت انجیلی با مدد گرفتن از رسانه‌های پر قدرت مدرن و نفوذ در دستگاه سیاسی ایالات متّحدة آمریكا، این امكان را یافتند تا نقش مهمّی را در سیاست خارجی این كشور و رؤسای جمهور آن ایفا كنند تا آنجا كه آنان، تأثیر بسزایی در تحریك سیاستمداران آمریكایی و انگلیسی برای حمله به عراق، افغانستان و تشویق آنان برای حمله به ایران داشتند.

در تفسیر ارائه شده، این مبلّغان انجیلی ـ اگرچه مجعول و محرّف از نظر ما ـ جهان در آستانة ظهور دوم قرار گرفته است. آنان دولت آمریكا را مكلّف به زمینه‌سازی جنگ جهانی و آخرالزّمانی آرمگدون در فلسطین اشغالی و سركوب مسلمانان می‌شناسند.
در تعریف آنها از نیروهای شرور، مسلمانان و اعراب، نماد شرارت و قرآن كتاب و آیین نامة شرارت و وحشت شناخته می‌شود.

وابستگی كشیش آمریكایی، آقای تری جونز به ایوانجلیك‌ها، پرده از جریانی بر می‌دارد كه سعی می‌كنند، غرب مسیحی را با شرق اسلامی درگیر كرده و آتش جنگ صلیبی دوم را به نفع بنی اسرائیل (یهودیان صهیونیست) روشن كنند.
این موضوع، چنان كه آقای ادوارد سعید بدان اشاره دارد، حكایت از آگاهی و عمل آقای تری جونز و سایر مبلّغان انجیلی از چالش آخرالزّمانی «غرب و اسلام» دارد و آتش زدن قرآن نیز در راستای همین موضوع و آگاهی قابل شناسایی است.
بسیاری از قراین و شواهد حاكی از هم‌گرایی جدّی ایوانجلیك‌ها با یهودیان صهیونیست است. از نظر مذهبی، پروتستان‌ها و مبلّغان ایوانجلیك، نه تنها ظهور مسیح را برای بنی‌اسرائیل و در بزرگداشت بنی‌اسرائیل ارزیابی می‌كنند، بلكه خود و عموم مسیحیان را وامدار بنی‌اسرائیل و خدمتگزار آنان می‌دانند. از همین رو، آنان فلسطین را به طور مطلق متعلّق به بنی‌اسرائیل دانسته و حاضر به هیچ گونه مذاكره و گفت‌وگویی در این باره با مسلمانان و فلسطینیان نیستند. ضمن آنكه، آنان، بازگشت یهودیان به فلسطین و تأسیس دولت یهودی در آن سامان را شرط ضروری بازگشت حضرت مسیح اعلام می‌دارند. پر واضح است كه آنان، با این رویكرد، خود را در تعرّض به قرآن و سركوب مسلمانان محق می‌شناسند و وجود آیات جهادی قرآن و رویكرد مجاهدان مسلمان به مبارزه برای آزادی قدس شریف را در تعارض با خواست‌های خود تعریف می‌كنند، بنابراین، در تلاشی پیگیر، سعی در سركوب همة مسلمانان مجاهد و نفی هر گونه باور و حركت جهادی در میان مسلمانان می‌كنند.

غرب راه نجات را در یك جنگ فراگیر می‌شناسد.
چنان كه ذكر شد، غرب در بن بست و بحران حاصله از تاریخ چهارصد سالة بی‌خدا و بی‌آسمان، قبل از آنكه با شرق اسلامی درگیر باشد، در خودش درگیر و مبتلاست. ادامة شرایط و روند فعلی كه از اوّلین سال‌های قرن بیستم نشانه‌هایش نمودار شد، غرب را در خودش نابود می‌كند و آن را در حوزه‌های مختلف و در آستانة تاریخ جدید كه به نام دین و خدا متولّد شده است به زانو در می‌آورد.

جز این، احیای اسلام و رشد و گسترش آن در میان ساكنان غرب، نه تنها بر سرعت فروپاشی می‌افزاید بلكه، این وضع، جامعة غربی را در مناسبات سیاسی، اجتماعی و امنیّتی دچار چالش بزرگ ساخته و در برابر شرق اسلامی در شرایط انفعالی جدّی قرار خواهد داد.
شاید بتوان بزرگترین هراس غرب را در قد برافراشتن «قدرتی بزرگ در شرق اسلامی» دانست. رقیبی كه در دوران كهولت و احتضار تاریخ و تفكّر و فرهنگ غربی، جوانی و برومندی را تجربه می‌كند.

این قدرت، به دلیل رویكرد دینی به عالم و داشتن ادّعای مدیریّت كلان بر مبنای قوانین كتاب دینی اسلامی می‌تواند، حوزة تمدّنی از دست رفته شرق را كه طیّ قرون گذشته از شرق دریای مدیترانه به غرب آن منتقل ساخت، دیگر بار به شرق منتقل ساخته و موجب بروز ركود و ریزش تمام عیار فرهنگی و تمدّنی مغرب زمین شود.

به همان سان كه با انتقال حوزة تمدّنی از شرق دریای مدیترانه، مشرق زمین دچار ركود و رخوت شد و به زیر سلطة غرب رفت.
كلام آخر آنكه، بنی‌اسرائیل، كه طیّ قرون گذشته و با آلت فعل قرار دادن غرب مسیحی و ساكنان غرب به بخش‌های مهمّی از اهداف و استراتژی‌های خود دست یافته است، برای اجرای آخرین بند از قصیدة بلند سلطه‌جویی‌اش و تأسیس حكومت جهانی، فرصت چندانی ندارد. وقایع ذكر شده و شرایط موجود و مطرح حاكی از آن است كه چنان چه در حركتی عاجل و اقدامی سریع امكان اعلام جهان تك حكومتی را نیابند، دیگر امكان دستیابی به فرصتی برای این امر وجود نخواهد داشت.

دستیابی به آخرین مرحله از این سناریوی جنگی، فائق آمدن بر همة بحران‌ها و بن‌بست‌ها و از جمله متوقّف كردن روند رو به رشد اسلام‌گرایی در گرو ورود به فراگیر و جهانی است. نبردی كه با عنوان «جنگ صلیبی دوم» همة فرصت‌ها و بهانه‌ها را برای سركوب مسلمانان، غصب باقی ماندة سرزمین فلسطین، سركوب نهضت‌های اسلامی و بالأخره متوقّف كردن جریان توفندة انقلاب اسلامی ایران را ممكن می‌سازد.

ایجاد هیجان بالا تا سر حدّ ناشكیبایی در میان مسلمانان می‌تواند ضامن بمبی را بكشد كه غرب و سران مجامع مخفی یهودی، از آن برای آغاز آخرین یورش و بزرگترین آنها استفاده خواهند كرد. چنان كه، بالا گرفتن موج اختلافات داخلی در هر یك از سرزمین‌ها و كشورهای اسلامی، امكان تضعیف قوا و توانایی بالقوّه و بالفعل آنان را سبب خواهد شد.

نمی‌توان از این نكته غفلت كرد كه در این شرایط حسّاس، طرح «شعارهای نو» و «شبه نظریّه‌های عامّه پسند»، خارج از چهارچوب اصلی بنای فرهنگی و سیاسی اجتماعی ایران اسلامی، زنگ خطری است كه غفلت از آن به خسارات جبران‌ناپذیر می‌انجامد.
كلام خود را با این عبارت ختم می‌كنم.
شرح این هجران و این خون جگر        این زمان بگذار تا وقت دگر

استاد اسماعیل شفیعی سروستانی




طبقه بندی: پرسمان،  مقالات،  دانلود، 
برچسب ها: استاد اسماعیل شفیعی سروستانی، اسلام و غرب، قران سوزی،

Share      
ارسال توسط محمد سرباز آقا
آرشیو مطالب
پیوند های روزانه
شناخت رهبری
شهدا


منابع
تفسیرنور ، تفسیر نمونه ، تفسیر تسنیم ، مجمع البیان ، تفسیر نور الثقلین، تفسیر برهان ،جامع اءحادیث الشیعه ،جامع الاءخبار، عوالى اللئالى ،
خبرنامه





Powered by WebGozar

اوقات شرعی
امکانات
SEO Stats powered by MyPagerank.Net